<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش های علوم دامی (دانش کشاورزی)</title>
    <link>https://animalscience.tabrizu.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش های علوم دامی (دانش کشاورزی)</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تأثیر سطوح مختلف تغذیه میش‎ها در دوره انتقال بر الگوی مواد معدنی خون بره‌های آن‎ها</title>
      <link>https://animalscience.tabrizu.ac.ir/article_19983.html</link>
      <description>چکیدهزمینه مطالعاتی: در شرایطی که دام&amp;amp;lrm;های دوره انتقال دچار محدودیت خوراکی می&amp;amp;lrm;شوند ممکن است علاوه بر کاهش تولید و ترشح آغوز و شیر، محتوی مواد معدنی آن&amp;amp;lrm;ها نیز تحت تأثیر قرار گرفته که این امر سبب بروز اختلال در دام و حتی نوزادان آن&amp;amp;lrm;ها می‌شود. کاهش دسترسی به خوراک در میش‌های آبستن به ویژه در اواخر آبستنی سبب بروز مشکلاتی در تأمین منابع مغذی مورد نیاز جنین شده و بسته به شدت محدودیت ممکن است سبب اختلال در رشد بره-های متولد شده و حتی سقط جنین شود. دوره انتقال در دام&amp;amp;lrm;ها با تغییرات گسترده‌ای در فراسنجه‌های خونی همراه است. آبستنی و شیردهی مراحل بحرانی چرخه تولید مثل میش‌ها هستند. مواد معدنی ضروری در آغوز نقش مهمی در پیشگیری از آسیب‌های ناشی از اختلالات تغذیه در میش‌های شیرده ایفا می‌کنند. تأمین کافی این مواد معدنی در دوره انتقال می‌تواند ترکیب و ارزش بیولوژیکی آغوز را بهبود بخشد و بر سلامت بره‌های تازه متولد شده تأثیرگذار باشد. هدف: بررسی تأثیر محدودیت خوراکی در میش&amp;amp;lrm;های دوره انتقال بر غلظت پلاسمایی عناصر معدنی بره&amp;amp;lrm;های آن&amp;amp;lrm;ها. روش کار: به‌منظور بررسی غلظت مواد معدنی پر‌مصرف در خون بره‌های متولد شده از گوسفندان تحت تأثیر محدودیت خوراکی از تعداد ۲۰ راًس میش آبستن دنبه&amp;amp;lrm;دار نژاد ترکی- قشقایی و لری- بختیاری در دو گروه شاهد (۱۰n=) و محدودیت خوراکی (۱۰n =) استفاده شد. نمونه خون در زمان‌های صفر (تولد)، 1، 12، 24، 36، 48 و 72 ساعت پس از زایمان و هم‌چنین به صورت هفتگی هفته‌های اول تا پنجم پس از تولد از سیاهرگ وداج بره‌ها با استفاده از لوله‌های هپارینه گرفته شده و با استفاده از سانتریفیوژ در دور 3500 به مدت 15 دقیقه پلاسمای جدا شده در دمای منفی 20 درجه سانتی‌گراد نگه‌داری شد. غلظت مواد معدنی مورد نظر در پلاسمای خون نمونه‌های بره&amp;amp;lrm;ها با استفاده از اسپکتروفتومتر جذب اتمی اندازه&amp;amp;lrm;گیری شد. داده&amp;amp;lrm;ها با استفاده از رویه Mixed Model نرم‌افزار SAS ارزیابی شدند. نتایج: نتایج نشان داد که محدودیت خوراکی بر غلظت پلاسمایی عناصر معدنی اندازه&amp;amp;lrm;گیری شده فسفر، منیزیم، پتاسیم، سدیم و کلر در خون بره‌ها تأثیر معنی‌داری نداشت ولی غلظت برخی از این عناصر با افزایش سن بره‌ها تغییرات معنی&amp;amp;lrm;داری نشان داد. نتیجه‌گیری کلی: بر مبنای نتایج حاضر چنین استنباط می‌شود که گوسفندان دنبه‌دار از اندوخته انرژی و مواد معدنی بدن خویش در دوران بارداری باعث حفظ سطوح مناسبی از مواد معدنی در خون بره&amp;amp;lrm;های خود در ابتدای زایمان و همچنین تأمین آن&amp;amp;lrm;ها از طریق ترشحات پستانی نظیر آغوز و شیر به عملکردهای بهینه آن&amp;amp;lrm;ها تا زمان وابستگی به مادر عمل خواهند کرد. و از زمان مستقل شدن این توانایی به خود بره&amp;amp;lrm;ها انتقال پیدا کرده که با استفاده از تغذیه علوفه و خوراک مایحتاج مواد معدنی خویش را برای رشد فراهم نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر سطوح مختلف دانه گاودانه در جیره آغازین بر عملکرد، مصرف شیر، خوراک و خصوصیات رشدی بره‌های شیرخوار مغانی</title>
      <link>https://animalscience.tabrizu.ac.ir/article_21387.html</link>
      <description>زمینه مطالعاتی: در مراتع و چراگاه‌های طبیعی (بخصوص در مناطق خشک و نیمه‌خشک)، نیاز غذایی بره‌های در حال رشد از طریق مواد خوراکی در دسترس تأمین نمی‌شود، بنابراین برای تحریک رشد شکمبه و افزایش جذب مواد مغذی و افزایش رشد استفاده از جیره‌های تکمیلی در دوران شیرخوارگی مؤثر خواهد بود. هدف: بررسی سطوح مختلف دانه گاودانه در جیره آغازین بر عملکرد، مصرف شیر، خوراک و خصوصیات رشدی بره‌های شیرخوار مغانی بود. مواد و روش‌ها: این پژوهش با استفاده از تعداد 50 رأس بره نر شیرخوار از نژاد مغانی (میانگین سنی 1&amp;amp;plusmn; 5 روزه و میانگین وزنی اولیه77/0&amp;amp;plusmn; 56/4 کیلوگرم مغانی) انجام شد. بره‌ها بر اساس وزن زنده گروه‌بندی شدند و به‌طور تصادفی دریکی از 5 گروه آزمایشی (یک گروه شاهد و چهار گروه دریافت‌کننده جیره آغازین حاوی سطوح صفر، نه، 18 و 27 درصد دانه گاودانه) در قالب یک طرح کاملاً تصادفی تخصیص داده شدند. مصرف شیر، خوراک و عملکرد رشدی بره‌ها تا سن 90 روزگی ثبت گردید. نتایج: اثر افزودن گاودانه به جیره بر میانگین مصرف خوراک بره‌ها در کل دوره معنی‌دار نبود (05/0&amp;amp;gt;P). در بره‌های تغذیه‌شده با جیره‌های آغازین دارای سطوح مختلف گاودانه بر خصوصیات رشدی بره‌ها معنی‌دار بود و بهترین خصوصیات رشدی در جیره دارای 18 درصد گاودانه مشاهده شد و همین‌طور تفاوت افزایش وزن روزانه آن‌ها معنی‌دار بود (05/0&amp;amp;gt;P). به‌طوری‌که بهترین خصوصیات رشدی و بیشترین افزایش وزن روزانه در جیره دارای 18 درصد گاودانه مشاهده شد. همچنین مصرف شیر بره‌های گروه شاهد به‌طور معنی‌دار بیشتر از بره‌های دریافت‌کننده جیره آغازین بود (05/0&amp;amp;gt;P). نتیجه‌گیری نهایی: طبق نتایج به‌دست‌آمده تغذیه دانه گاودانه به‌عنوان یک مکمل پروتئینی در جیره آغازین بره‌های شیرخوار تا 18 درصد موجب بهبود عملکرد رشدی شده و بر این اساس گنجاندن آن در جیره آغازین بره‌های شیرخوار توصیه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر دوره نوری پیش از زایش بر غلظت برخی هورمونها، تولید و ترکیبات شیر میشهای لری بختیاری و افزایش وزن نتاج آنها</title>
      <link>https://animalscience.tabrizu.ac.ir/article_20544.html</link>
      <description>زمینه مطالعاتی: تولید شیر در میش‌های لری بختیاری خصوصاً در زایش اول به دلیل مصرف انرژی دریافتی برای رشد بدن پایین است و بره‌(ها) به ویژه اگر دو یا چند قلو باشند از رشد کم‌تری برخوردار بوده و وزن شیرگیری کم‌تری خواهند داشت. کاهش طول دوره روشنایی در اواخر آبستنی می‌تواند تولید شیر را در دوره شیردهی افزایش دهد. هدف: این تحقیق با هدف بررسی اثرات طول روشنایی در اواخر دوره آبستنی بر میزان تولید شیر میش‌های لری بختیاری، هورمون‌های مرتبط با آن و رشد بره‌های آنها انجام شد. روش کار: 40 روز قبل از شروع زایش‌ها، تعداد 40 رأس میش که تاریخ زایمان آنها نزدیک به یکدیگر بود انتخاب و به طور تصادفی در دو تیمار 20 رأسی قرار گرفتند. تیمار 1 (شاهد): میش‌هایی که در کل دوره آبستنی در معرض طول روز طبیعی بودند. تیمار 2: میش‌هایی که در 40 روز آخر دوره آبستنی در معرض 8 ساعت نور و 16 ساعت تاریکی بودند. تولید شیر و ترکیبات آن، هورمون‌های پرولاکتین، ملاتونین و IGF-1 و صفات رشد بره‌ها اندازه‌گیری شد. پس از زایش تمامی میش‌ها در معرض طول روز طبیعی قرار گرفتند. شیردوشی هفته‌ای یک بار از یک هفته تا یک ماه پس از زایش انجام شد. در آغاز آزمایش، 20 روز قبل از زایش، زمان زایش، 15 و 30 روز پس از زایش میش‌ها، نمونه‌های خون از سیاه‌رگ وداج گرفته شد. نتایج: به طور متوسط تولید شیر در تیمار دوم 6/13 درصد بیشتر از تیمار اول (شاهد) بود. بین تیمارها از نظر میزان ترکیبات شیر تفاوت معنی‌دار مشاهده نشد. میزان هورمون پرولاکتین در تیمار اول در 20 روز قبل از زایش بیشتر از تیمار دوم بود (05/0P&amp;amp;lt;). در زمان زایش، پانزده و سی روز پس از زایش مقدار هورمون پرولاکتین در میش‌های دو تیمار مشابه بود. در بیست روز قبل از زایش و در زمان زایش، مقدار ملاتونین در میش‌های تیمار دوم بیش‌تر از تیمار اول بود (01/0P&amp;amp;lt;) اما در پانزده و سی روز پس از زایش مقدار ملاتونین در میش‌های هر دو تیمار مشابه بود. در 20 روز مانده به زایش، زمان زایش و پانزده روز پس از زایش مقدار هورمون IGF-1 در میش‌های تیمار دوم نسبت به میش‌های تیمار اول کمتر بود (01/0P&amp;amp;lt;). در سن یک، دو و سه ماهگی بالاترین وزن زنده در بره‌های تیمار دوم مشاهده شد (01/0P&amp;amp;lt;) و بره‌های تیمار اول نسبت به بره‌های تیمار دوم از تولد تا سه ماهگی افزایش وزن کمتری داشتند (01/0P&amp;amp;lt;). نتیجه‌گیری نهایی: به طور کلی، نتایج مطالعه حاضر نشان داد که اعمال دوره روشنایی کوتاه پیش از زایش در گوسفند لری بختیاری، مقدار شیر تولیدی میش‌ها و وزن شیرگیری بره‌های آنها را افزایش داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر افزودن مکمل‌های آلی و نانو مس بر عملکرد، کیفیت تخم‌مرغ، کلسترول زرده و فراسنجه-های خونی مرغ‌های تخم‌گذار پیام باغبان کنعانی 1، حسین جانمحمدی 2*، اکبر تقی‌زاده2، سلطانعلی محبوب3 و سیدعلی میرقلنج4</title>
      <link>https://animalscience.tabrizu.ac.ir/article_11270.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر کاربرد مکمل ویتامینی-معدنی در شیر بر عملکرد گوساله‌های شیرخوار هلشتاین شبنم دلیر1، حمید محمدزاده2*، اکبر تقی زاده3 و حمید پایا4</title>
      <link>https://animalscience.tabrizu.ac.ir/article_11336.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر جیره های غذایی کم پروتئین مکمل شده با متیونین ، لیزین و کولین محافظت شده بر عملکرد تولیدی و تولید مثلی گاوهای شیری هلشتاین</title>
      <link>https://animalscience.tabrizu.ac.ir/article_13692.html</link>
      <description>خلاصهمقدمه: کاهش باروری در گله های گاو شیری به دلیل انتخاب ژنتیکی برای تولید بالاتر شیر رخ داده است. باروری کارآمد، در کنار مواد مغذی بیشتر به خوراک مکمل نیز نیاز دارد. از این رو ، در مطالعه حاضر ما فرض کردیم که کاهش سطح پروتئین خام در جیره غذایی و مکمل کردن آن با متیونین (RPMet) محافظت شده از شکمبه (RP) ، لیزین (RPLys) و کولین (RPChol) می تواند عملکرد حیوان و عملکرد تولید مثلی را بهبود بخشد.مواد و روش: مطالعه حاضر در یکی از مزرعه های گاو شیری صنعتی ایران انجام شد. گاوهای شیری هولشتاین (60 راس) بطور تصادفی به پنج جیره غذایی اختصاصداده شدند ، (1) جیره غذایی شاهد (پروتئین خام= 2/16) (2) جیره کم پروتئین (LPD) + متیونین (LPDM ؛ پروتئین خام= 2/14). (3) LPD + لیزین (LPDL ؛ پروتئین خام= 2/14). (4) LPD + متیونین + لیزین (LPDML ؛ پروتئین خام= 2/14). (5) LPD + متیونین + لیزین+ کولین (LPDMLC ؛ پروتئین خام= 2/14). داده های بدست آمده برای ماده خشک مصرفی ، میزان تولید شیر و ترکیب شیر با استفاده از نرم افزار SAS نسخه 9.4 با رویه PROC MIXED, REPEATED MEASUREMENT مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و داده های جمع آوری شده برای پارامترهای خون و عملکرد تولید مثلی با استفاده از PROC GLM از نرم افزار آماری مذکور مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.بحث و نتایج: ماده خشک مصرفی روزانه ، پروتئین شیر و چربی شیر تفاوت معناداری نداشتند ، اما میزان تولید شیر به بطور معنی داری برای گروه های شاهد ، LPDML و LPDMLC بالاتر بود (05/0&amp;amp;gt; P). اوره شیر بطور معنی داری برای گروه شاهد (13/82 میلی گرم در دسی لیتر) میزان بالاتری بود (05/0&amp;amp;gt; P). غلظت انسولین و کراتینین در پلاسما تحت تأثیر جیره های غذایی قرار نگرفت ، در حالی که غلظت گلوکز بالاتری نسبت به سایر گروه ها برای LPDL (75/58 میلی گرم در دسی لیتر) بدست آمد (05/0&amp;amp;gt; P). شاخص های وضعیت انرژی (NEFA و BHBA) تحت تأثیر جیره های آزمایشی قرار نگرفتند ، اما نیتروژن اوره ای خون برای گروه شاهد به طور معنی داری بالاتر بود (15/16 میلی گرم در دسی لیتر) (05/0&amp;amp;gt; P). تعداد روزها از زمان زایمان تا اولین تلقیح مصنوعی، روزهای باز ، تعداد دفعات تلقیح مصنوعی ، اولین تلقیح مصنوعی منجر به آبستنی و دومین تلقیح مصنوعی منجر به آبستنی در گروه های آزمایشی تفاوت معنی داری نداشت. بطور کلی نتایج ما نشان داد که با کاهش سطح پروتئین خام جیره غذایی (حدود 35/12 درصد) و مکمل کردن آن باRPMet ، RPLys و RPChol می توان عملکرد تولیدی و تولید مثلی گاوهای شیری را حفظ کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر مکمل مواد معدنی کم‌نیاز آلی و غیر‌آلی در جیره فلاشینگ بر روی پروفایل هورمونی و پارامترهای بیوشیمیایی میش‌های قزل در طول فصل تولیدمثلی</title>
      <link>https://animalscience.tabrizu.ac.ir/article_17539.html</link>
      <description>مطالعه حاضر به منظور مقایسه اثر منابع معدنی کم نیاز (TM) آلی و غیر‌آلی در جیره فلاشینگ میش‌های قزل بر روی برخی از پارامترهای بیوشیمیایی و پروفایل هورمونی خون در طول فصل تولیدمثلی انجام شد. تعداد 80 رأس میش (7/40&amp;amp;plusmn;88/48 کیلوگرم)، سن (2تا4)، شکم زایش (1تا4) و نمره وضعیت بدنی (2 تا 5/3) برای آزمایش طراحی شد. مطالعه برای یک دوره پنج هفته‌ای انجام شد. میش‌ها به چهار گروه تیماری تقسیم شدند شامل: یک (CTM): فلاشینگ با کیلات مواد معدنی کم‌نیاز آلی (روی، مس، منگنز، آهن، کروم، سلنیوم و کبالت از مکمل کلاته معدنی بن زا پلکس-7)، دوم (ITM): فلاشینگ با مواد معدنی غیر‌آلی (روی، مس، منگنز، آهن، کروم، سلنیوم و کبالت)، سوم (NTM)، فلاشینگ بدون مواد معدنی و چهارم (کنترل): فقط چرا در مرتع. در انتهای پنج هفته، نمونه‌های خون در روز 34 آزمایش به منظور ارزیابی هورمونی، آنزیم‌ها و متابولیت‌ها جمع‌آوری شد. داده‌های جمع‌آوری شده توسط روش GLM با نرم افزار SAS آنالیز شد. تیمار‌های آزمایشی هیچ اثری روی غلظت کلسترول، گلوکز، انسولین، پروژسترون و استرادیول نداشتند (P&amp;amp;gt;0.05)، با این حال انسولین در گروه کنترل بیشتر و پروژسترون در گروه CTM بیشتر بود (P&amp;amp;gt;0.05). کمترین میزان تری گلیسیرید و پروتئین کل در گروه ITM مشاهده شد (P&amp;amp;lt;0.05). همچنین غلظت سرمی اوره در گروه کنترل افزایش یافت (P&amp;amp;lt;0.05). T3 و T4 به طور معنی داری تحت تأثیر تیمارها قرار گرفتند (P&amp;amp;lt;0.01) و در گروه CTM در مقایسه با سایر گروه ها بیشتر بود. با این‌حال، نسبت T3/T4 در گروه‌های NTM و کنترل در مقایسه با گروه میش های مکمل شده بالاتر بود (P&amp;amp;lt;0.01). در غلظت مالون دی آلدئید، گلوتاتیون پراکسیداز، سوپراکسیددیسموتاز، آلکالین فسفاتاز، کولین استراز و هموگلوبین تفاوتی بین تیمارها نبود (P&amp;amp;gt;0.05). ظرفیت آنتی اکسیدانی کل در گروه CTM پایین تر بود (P&amp;amp;lt;0.01). اگرچه، مالون دی آلدئید و گلوتاتیون پراکسیداز در گروه CTM کمتر بودند (P&amp;amp;gt;0.05)، سوپراکسید دیسموتاز، آلکالین فسفاتاز، کولین استراز و هموگلوبین تحت تأثیر تیمارها قرار نگرفتند (P&amp;amp;gt;0.05)، و ظرفیت آنتی اکسیدانی کل در گروه CTM کمتر بود(P&amp;amp;lt;0.01). بنابراین، با توجه به نتایج به دست آمده، مطالعه حاضر ممکن است سودمندی اثرات CTM بر روی هورمون های تیروئیدی نشان دهد، اما جایگزینی مکمل مواد معدنی غیرآلی با مواد معدنی آلی هیچ اثر مثبتی بر هورمون‌های جنسی و پارامتر‌های متابولیکی و بیوشیمیایی خون میش‌ها نداشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی پاسخ هورمون‎های تیروییدی و فاکتور رشد شبه انسولینی – I به محدودیت خوراکی و دوره انتقال در گوسفندان دنبه‎دار</title>
      <link>https://animalscience.tabrizu.ac.ir/article_17546.html</link>
      <description>زمینه مطالعاتی: در طول دوره انتقال به&amp;amp;lrm;دلیل افزایش نیاز انرژی و عدم تأمین آن از طریق خوراک مصرفی برای رشد جنین و شروع شیردهی فراسنجه&amp;amp;lrm;ها و هورمون&amp;amp;lrm;های زیادی دستخوش تغییر می&amp;amp;lrm;شوند. هورمون&amp;amp;lrm;های تیروییدی و فاکتور رشد شبه انسولینی-I (IGF-I) از جمله هورمون&amp;amp;rlm;هایی هستند که به سازگاری دام&amp;amp;lrm;ها، مصرف و تقسیم&amp;amp;lrm;بندی مواد مغذی در شرایط ناترازی انرژی کمک می&amp;amp;lrm;نمایند. هدف: به&amp;amp;lrm;منظور بررسی پاسخ هورمون&amp;amp;lrm;های تیروییدی و فاکتور رشد شبه انسولینی-I به محدودیت خوراکی در دوره قبل و بعد از زایمان در گوسفندان دنبه&amp;amp;lrm;دار این آزمایش انجام گردید. روش کار: با انتخاب ۲۰ رأس میش آبستن دنبه‌دار با میانگین سن ۲/۶ &amp;amp;plusmn; ۸/۴۰ ماه و وزن ۸/۱ &amp;amp;plusmn; ۵۶ کیلوگرم (میانگین &amp;amp;plusmn; خطای استاندارد) این مطالعه انجام شد. دام‌ها به‌طور تصادفی به دو گروه شاهد (10 n=) و محدودیت خوراکی (10 n =) تقسیم شدند. گروه شاهد از ابتدای آزمایش تا زایمان (۵- تا ۱- هفته) به خوراک دسترسی آزاد داشتند. گروه محدودیت نیز در هفته&amp;amp;lrm;های ۵- و ۱- به خوراک دسترسی کامل و هفته&amp;amp;lrm;های ۴-، ۳-، ۲- به ترتیب با ۵۰، ۶۵، و ۸۰ درصد خوراک تغذیه شدند. بعد از زایمان همین برنامه خوراک&amp;amp;lrm;دهی به مدت پنج هفته (هفته ۱ تا ۵) تکرار شد. خون‌گیری از دام‌ها به&amp;amp;lrm;صورت هفتگی انجام شد. پلاسما جداسازی و غلظت هورمون&amp;amp;lrm;های موردنظر با استفاده از روش الایزا اندازه‌گیری شد. داده‌ها بر اساس رویه Mixed Model نرم‌افزار SAS ارزیابی شدند. نتایج: محدودیت خوراکی بر غلظت هورمون‌های T3 و T4 قبل از زایمان اثر نداشت، ولی پس از زایمان سبب افزایش غلظت آن&amp;amp;lrm;ها نسبت به گروه شاهد شد. در گروه محدودیت خوراکی غلظت IGF-I قبل از زایمان افزایش ولی پس از زایمان نسبت به گروه شاهد کاهش یافت. زایمان بر غلظت T3، T4 و IGF-I تأثیر معنی&amp;amp;lrm;داری داشت. نتیجه‌گیری کلی: با توجه به نتایج به&amp;amp;lrm;دست&amp;amp;rlm;آمده به&amp;amp;lrm;نظر می&amp;amp;lrm;رسد هنگام محدودیت خوراکی، با افزایش ترشح هورمون&amp;amp;lrm;های تیروییدی متابولیسم پایه برای تأمین انرژی ونیازها در گوسفندان دنبه‌دار افزایش می‌یابد. تفاوت غلظت IGF-I در دوره قبل از زایمان نیز ممکن است به نوعی بیانگر توانایی گوسفندان دنبه&amp;amp;lrm;دار در توسعه بافت پستانی و تأمین ترکیبات اصلی آغوز به&amp;amp;lrm;منظور زنده&amp;amp;lrm;مانی نوزادان در شرایط کاهش دسترسی به خوراک می&amp;amp;lrm;باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرات امتیاز وضعیت بدنی و افزودن مکمل‌های نیاسین و کولین کلراید محافظت‌شده در دوره انتقال بر وضعیت متابولیکی بزهای شیری نژاد مورسیانو گرانادینا</title>
      <link>https://animalscience.tabrizu.ac.ir/article_17914.html</link>
      <description>زمینه مطالعاتی: دوره انتقال در بزهای شیری به بازه زمانی سه هفته قبل و سه هفته بعد از زایمان اطلاق می‌شود. در این دوره افزایش احتیاجات تغذیه‌ای در راستای رشد تصاعدی جنین و همچنین آمادگی غدد پستانی جهت سنتز شیر و ترکیبات آن از یک سو و کاهش مصرف خوراک و در نتیجه کاهش دریافت مواد مغذی در اثر افزایش حجم رحم از سوی دیگر حیوان را در معرض تعادل منفی انرژی و انواع ناهنجاری‌های متابولیکی نظیر مسمومیت آبستنی قرار می‌دهد. لذا یافتن راهکارهایی که بتوانند پیامدهای تعادل منفی انرژی را تقلیل دهند منجر به بهبود وضعیت متابولیکی و افزایش سلامت دام‌ها خواهد شد. مکمل‌های درگیر در متابولیسم انرژی نظیر نیاسین و کولین کلراید محافظت شده به دلیل دخالت در مسیرهای سوخت و ساز چربی و هم‌چنین گلوکونئوژنزیس می‌توانند اثرات منفی تعادل منفی انرژی موجود در دوره انتقال را بهبود بخشند و از این طریق منجر به تقویت وضعیت متابولیکی حیوان شوند. هدف: این تحقیق به منظور بررسی اثر امتیاز وضعیت بدنی و مکمل‌های نیاسین و کولین کلراید محافظت‌شده بر پارامترهای خونی بزهای شیری نژد مورسیانو گرانادینا طی دوره انتقال انجام شد. روش کار: در طی دوره انتقال، 72 رأس بز نژاد مورسیانو گرانادینا، در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی به یکی از شش جیره آزمایشی زیر به‌طور مساوی اختصاص داده شدند: : 1) LBC: بزهای خشک با 5/3&amp;amp;le;BCS&amp;amp;le; 3 و تغذیه‌شده با جیره پایه؛ 2) HBC: بزهای خشک با &amp;amp;lt;BCS5/3 و تغذیه‌شده با جیره پایه؛ 3) HBC+ Ni: بزهای خشک با &amp;amp;lt;BCS5/3 و تغذیه‌شده با جیره پایه به اضافه 7/4 گرم مکمل نیاسین محافظت‌شده؛ 4) LBC + Ni: بزهای خشک با 5/3&amp;amp;le;BCS&amp;amp;le;3 و تغذیه‌شده با جیره پایه به اضافه 7/4 گرم مکمل نیاسین محافظت‌شده؛ 5) HBC + Cho: بزهای خشک با &amp;amp;lt;BCS5/3 و تغذیه‌شده با جیره پایه به اضافه 16 گرم مکمل کولین کلراید محافظت‌شده و 6) LBC + Cho: بزهای خشک با 5/3&amp;amp;le;BCS&amp;amp;le;3 و تغذیه‌شده با جیره پایه به اضافه 16 گرم مکمل کولین کلراید محافظت شده. جیره‌های آزمایشی بر اساس احتیاجات توصیه شده توسط (2007) NRC و با استفاده از نرم افزار (2007) SRNS تنظیم و به صورت کاملاً مخلوط در 4 وعده در اختیار بزها قرار گرفتند. نمونه‌های خونی در روزهای 130، 137 و 143 آبستنی و روزهای 7 و 14 بعد از زایمان از دام‌های مورد آزمایش تهیه شدند و به منظور گلوکز، تری‌گلیسیرید، کلسترول، VLDL، پروتئین تام، آلبومین و نیتروژن اوره‌ای خون با استفاده از کیت‌های تشخیصی پارس آزمون مورد آنالیز قرار گرفتند. تمام آنالیزهای آماری در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با استفاده از نرم‌افزارSAS v.9.3 انجام شد. نتایج: در روزهای 137 و 143 آبستنی مقدار گلوکز خون در گروه‌های تغذیه‌شده با کولین کلراید محافظت شده بیشتر از گروه‌های تغذیه‌شده با نیاسین پوشش‌دار و تیمارهای شاهد بود (01/0P&amp;amp;lt;). در روز 143 آبستنی و زمان زایمان استفاده از مکمل کولین کلراید محافظت شده منجر به افزایش غلظت تری‌گلیسیرید و VLDL در مقایسه با دیگر تیمارهای تغذیه‌ای شد (01/0P&amp;amp;lt;). در هفته آخر آبستنی غلظت کلسترول خون در بزهایی که مکمل کولین کلراید محافظت شده را مصرف کرده بودند بالاتر از گروه‌های دیگر بود (01/0P&amp;amp;lt;)، ولی با گروه شاهد دارای امتیاز بدنی بالا تفاوتی نداشت. در هفته اول بعد از زایمان، بزهایی که هیچ مکملی دریافت نکرده بودند در هر دو گروه امتیاز وضعیت بدنی، غلظت کلسترول کمتری نسبت به سایر گروه‌های آزمایشی داشتند (01/0P&amp;amp;lt;). میزان پروتئین تام و آلبومین خون بزها در طی دوره انتقال تحت تأثیر تیمارهای تغذیه‌ای و امتیاز وضعیت بدنی آن‌ها قرار نگرفت (05/0P&amp;amp;gt;). نتیجه‌گیری نهایی: از این تحقیق می‌توان نتیجه گرفت که افزودن مکمل کولین کلراید محافظت شده در طی دوره انتقال در بزهای شیری مورسیانو گرانادینا با امتیاز وضعیتی بدنی پایین و یا بالا باعث بهبود وضعیت متابولیکی آن‌ها می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر افزودنی میکروبی و ملاس بر ترکیب شیمیایی و ارزش غذایی برگ خرمای سیلو شده با استفاده از روش‌های آزمایشگاهی</title>
      <link>https://animalscience.tabrizu.ac.ir/article_18382.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به منظور بررسی اثر افزودن افزودنی میکروبی و ملاس بر ترکیب شیمیایی و ارزش غذایی سیلوی برگ خرما با روش‌های تجزیه‌پذیری آزمایشگاهی و تولید گاز انجام شد. برگ‌های خرما جمع‌آوری و با افزودنی میکروبی و ملاس سیلو تهیه شد. تیمارهای آزمایشی شامل سیلوی برگ خرما بدون افزودنی و سیلوی برگ خرما با افزودنی میکروبی و ملاس در سطوح مختلف بود. این تحقیق در قالب طرح کاملا تصادفی انجام شد و داده ها با استفاده از نرم افزار SAS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که برگ خرما در سیلو با ملاس دارای بیشترین و کمترین میزان ماده خشک مربوط به تیمار سیلوی برگ خرما با و بدون افزودنی میکروبی بود. بر اساس نتایج، تیمار برگ درخت خرما سیلو شده با ملاس و افزودنی میکروبی موجب افزایش پروتئین خام، چربی خام و خاکستر شد ولی الیاف نا محلول در شوینده خنثی و الیاف نامحلول در شوینده اسیدی را کاهش داد. نتایج آزمایش تولید گاز توسط تیمارهای آزمایشی در ساعات مختلف انکوباسیون نشان داد که تیمارهای سیلوی فرآوری شده با ملاس و افزودنی میکروبی گاز کمتری نسبت به برگ خرمای فرآوری نشده تولید کردند. در خصوص تجزیه پذیری ماده خشک، تفاوت معنی داری بین تیمارها در زمان‌های مختلف انکوباسیون مشاهده شد (05/0 &amp;amp;gt; P). کمترین و بیشترین درصد تجزیه پذیری ماده خشک در برگ خرمای فرآوری نشده و تیمار سیلو شده با ملاس و افزودنی میکروبی اندازه گیری شد. در مجموع، نتایج حاصل از آزمایش نشان داد که سیلوی برگ خرمای با ملاس و افزودنی میکروبی ارزش غذایی و تجزیه پذیری را بهبود می‌بخشد و از برگ خرما می‌توان به عنوان خوراک نشخوارکنندگان استفاده کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر افزودنی باکتریایی، آنزیمی و ملاس بر قابلیت تخمیر و ترکیب مواد مغذی سیلاژ تفاله لیمو عمانی</title>
      <link>https://animalscience.tabrizu.ac.ir/article_18512.html</link>
      <description>زمینه مطالعاتی: تفاله لایم از جمله مواد خوراکی حاوی پکتین است که به دلیل الیاف قابل حل با پتانسیل تخمیر آرام می تواند در تغذیه دام مورد استفاده قرار بگیرد. هدف: هدف از این تحقیق، بررسی اثرات افزودنی باکتریایی، آنزیمی و ملاس بر روی ترکیبات شیمیایی، ارزش تغذیه ای و ویژگیهای فیزیکو شیمیایی تفاله لایم سیلو شده بود. روش کار: این تحقیق در قالب طرح کاملاً تصادفی با 4 تیمار و 3 تکرار در هر تیمار انجام شد: 1) تیمار تفاله لایم، شاهد، (LPS)، 2) تیمار تفاله لایم آمیخته شده با 5 درصد ملاس، (LPMS)، 3) تیمار تفاله لایم آمیخته شده با 5 درصد ملاس و تلقیح شده با افزودنی سایلولاکت، (LPMLS)، 4) تیمار تفاله لایم آمیخته شده با 5 درصد ملاس و تلقیح شده با افزودنی سایلولاکت آنزیمی، (LPMLES) . نمونه ها در سیلوهای آزمایشگاهی، به مدت 60 روز در دمای 25 درجه سانتیگراد نگهداری شدند. نتایج: مطابق نتایج، بین تیمارها ازنظر pH، خاکستر و فیبر نامحلول در شوینده خنثی و اسیدی تفاوت معنی‌داری وجود داشت (05/0P&amp;amp;lt;). تیمار شاهد، عملکرد بهتری به لحاظ pH و نقطه فلیگ داشت (05/0P&amp;amp;lt;). سطوح پکتین در تیمار شاهد بیشترین کاهش را داشت، ولی این کاهش معنی دار نبود. افزودن ملاس باعث کاهش ظرفیت نگهداری آب و افزایش کربوهیدرات های محلول در آب و موجب بهبود پایداری هوازی و کیفیت ظاهری سیلاژ شد (05/0P&amp;amp;lt;). غلظت اسید لاکتیک سیلاژهای تلقیح شده (LPMLS و LPMLES) بیشتر از سیلوهای بدون تلقیح بود (01/0P&amp;amp;lt;). کمترین غلظت اسید استیک و اسید پروپیونیک در سیلوهای تلقیح شده مشاهده شد (05/0P&amp;amp;lt;). غلظت اسید والریک و اسید ایزو والریک تحت تأثیر آنزیم و تلقیح لاکتوباسیل ها قرار نگرفت (05/0P&amp;amp;gt;). نتیجه گیری نهایی: افزودن ملاس باعث کاهش ظرفیت نگهداری آب، افزایش کربوهیدرات های محلول در آب، pH، خاکستر، فیبر نامحلول در شوینده خنثی و اسیدی و موجب بهبود کیفیت ظاهری و پایداری هوازی سیلاژ گردید. استفاده از افزودنی باکتریایی و آنزیمی اثر مفیدی بر تخمیر و کیفیت غذایی سیلاژ تفاله لایم دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرات متقابل گلایسین و تره‌ئونین مکمل‌سازی شده در جیره غذایی کم پروتئین بر عملکرد رشد و خصوصیات لاشه جوجه‌های گوشتی نر</title>
      <link>https://animalscience.tabrizu.ac.ir/article_19273.html</link>
      <description>چکیده زمینه مطالعاتی: استفاده از جیره غذایی کم پروتئین مکمل ‌سازی شده با گلایسین و تره‌ئونین قابل هضم موجب بهبود عملکرد و خصوصیات لاشه جوجه‌های گوشتی می‌شود. هدف: این آزمایش به منظور بررسی اثرات متقابل گلایسین و تره‌ئونین مکمل سازی شده در جیره غذایی کم پروتئین بر عملکرد و خصوصیات لاشه جوجه‌های گوشتی انجام گرفت. روش کار: در این آزمایش 462 قطعه جوجه نر یک روزه گوشتی از سویه راس 308 از طریق طرح کاملاً تصادفی 1+2&amp;amp;times;3 در قالب روش فاکتوریل (شامل3 سطح گلایسین+‌سرین و2 سطح تره‌ئونین در جیره غذایی کم پروتئین بعلاوه 1 جیره غذایی با پروتئین توصیه شده) با 6 تکرار و هر تکرار شامل 11 قطعه جوجه توزیع شدند. جیره‌های آزمایشی بر پایه ذرت_سویا با محتوای پروتئین کم (32/18 درصد) با 3 سطح گلایسین+‌سرین‌ ( 61/1، 51/1، 41/1 درصد) و2 سطح تره‌ئونین قابل هضم ( 86/0، 76/0 درصد) بودند. جیره شاهد با سطح پروتئین توصیه شده ( 39/20 درصد) با مقادیر کافی از اسیدهای آمینه ضروری تغذیه شدند. جوجه‌های گوشتی، جیره‌های آزمایشی را از سن 8 تا 28 روزگی دریافت نمودند. نتایج: صفات افزایش وزن بدن، مصرف خوراک و ضریب تبدیل غذایی جوجه‌ها تفاوت معنی‌داری (05/0P&amp;amp;ge;) را بین جیره غذایی با پروتئین توصیه شده و جیره غذایی کم پروتئین نشان ندادند. اثرات اصلی مکمل ‌سازی گلایسین‌ بر افزایش وزن بدن معنی‌دار بود و جیره‌های غذایی کم پروتئین مکمل ‌سازی شده در سطح 61/1 درصد گلایسین و 86/0 درصد تره‌ئونین قابل هضم منجر به بهبود معنی‌داری (05/0P&amp;amp;le;) در افزایش وزن بدن، درصد وزن عضله سینه و ران جوجه‌های گوشتی گردید. نتیجه‌گیری نهایی: نتایج حاصل از این مطالعه پیشنهاد می‌کند اثرات متقابل مکمل ‌سازی گلایسین و تره‌ئونین قابل هضم در جیره غذایی کم پروتئین اثرات مفیدی بر بهبود عملکرد و خصوصیات لاشه جوجه‌های گوشتی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر برنامه‌های همزمان سازی فحلی با استفاده از تزریق پروستاگلاندین و گنادوتروپین‌ها بر عملکرد تولیدمثلی میش‌های افشاری</title>
      <link>https://animalscience.tabrizu.ac.ir/article_19505.html</link>
      <description>زمینه مطالعاتی: توسعه برنامه‌های کاربردی و اقتصادی برای بهینه نمودن روش‌های همزمان سازی فحلی در نشخوارکنندگان کوچک، برای پژوهشگران و پرورش‌دهندگان از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف: در مطالعه حاضر اثر تجویز گنادوتروپین‌ها (GnRH و hCG) و PGF2&amp;amp;alpha; بر همزمان سازی فحلی، غلظت پروژسترون و عملکرد تولیدمثلی میش‌های افشاری درشروع فصل تولیدمثل بررسی شد. روش کار: تعداد64 رأس میش‌ نژاد افشاری به گروه‌های شاهد و تیمار تقسیم شدند. میش‌های گروه شاهد (24 رأس)، اسفنج‌های درون‌واژنی حاوی پروژسترون را به مدت ۱۴ روز دریافت کرده و در زمان خارج نمودن اسفنج، تحت تزریق عضلانی eCG قرار گرفتند. در گروه‌های تیمار، آنالوگ GnRH در روز صفر به‌صورت عضلانی تزریق شد؛ میش‌ها در گروه GhP (20 رأس) در روز پنج، hCG و در روز دوازده، PGF2&amp;amp;alpha; دریافت کردند و میش‌ها در گروه GPP، دو دوز PGF2&amp;amp;alpha; به ترتیب در روزهای پنج و دوازده دریافت کردند. به‌منظور اندازه‌گیری غلظت پروژسترون، نمونه‌های خون، 10 روز پیش از شروع آزمایش، روز صفر (شروع آزمایش) و ۱۷ روز پس از جفت‌گیری از ورید وداج دام‌ها جمع‌آوری شدند. نتایج: زمان شروع فحلی به طور معنی‌داری در گروه‌های تیمار دیرتر از گروه شاهد بود (01/0&amp;amp;gt;P). افزون بر این، وزن تولد بره در گروه‌های تیمار در مقایسه با گروه شاهد تمایل به افزایش داشت (06/0 =P). از نظر سایر صفات تولیدمثلی اختلاف معنی‌داری بین گروه‌های مورد مطالعه مشاهده نشد. در روز ۱۷ پس از جفت‌گیری، غلظت پروژسترون در گروه شاهد به طور معنی‌داری بیشتر از گروه‌های تیمار بود (01/0&amp;amp;gt;P). مقایسات جنبه‌های اقتصادی آزمایش نشان داد، استفاده از برنامه‌های بر پایه‌ PGF2&amp;amp;alpha;، طول دوره و هزینه برنامه‌های همزمان سازی را کاهش داد. نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج فوق، به‌نظر می‌رسد همزمان سازی فحلی میش‌ها با استفاده از هورمون&amp;amp;lrm;های GnRH و PGF2&amp;amp;alpha; در مقایسه با روش‌های مرسوم پروژسترون‌/پروژستاژن درون‌واژنی، روش های کارآمدتر و مقرون‌به‌صرفه‌تری در فصل تولیدمثل باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی وضعیت سلامتی گاوهای شیری هلشتاین از نظر احتمال ابتلا به بیماری های ورم پستان و کتوز توسط بیومارکرهای موجود در شیر</title>
      <link>https://animalscience.tabrizu.ac.ir/article_19956.html</link>
      <description>زمینه مطالعاتی: ورم پستان و بیماری های متابولیکی از جمله کتوز از مهم ترین بیماری ها از نقطه نظر اقتصادی در صنعت پرورش گاو شیری می باشند که باعث کاهش تولید شیر، هزینه های درمان، کاهش پیشرفت ژنتیکی گله و افت کیفیت شیر می شوند. هدف: این تحقیق شناسایی عوامل محیطی و اثرات ثابت برای پیش بینی وضعیت بیماری های ورم پستان و کتوز روی گاوهای شیری هلشتاین بود. روش کار: نمونه شیر از تعداد 1020 گاو شیری نژاد هلشتاین اخذ شد و پارامترهای شیر توسط دستگاه های آنالیز شیر با استفاده از طیف های FT-MIR اندازه گیری شد و داده ها توسط نرم افزار SAS مورد آنالیز قرار گرفت. برای بررسی اثر عوامل موثر بر میزان وقوع بیماری ورم پستان و کتوز از رگرسیون لجستیک استفاده شد. نتایج: بررسی نتایج همبستگی اسپیرمن میان صفات درصد چربی و نسبت چربی به پروتئین و درصد لاکتوز با بیماری ورم پستان (بیمار=1 و سالم=0) همبستگی منفی و معنی دار(0.05(p&amp;amp;lt; نشان داد که به ترتیب(0.49-)، (0.47-)و(0.33-) می باشد و با تعداد سلولهای سوماتیک همبستگی مثبت(0.51) بود. همبستگی اسپیرمن برای صفات اوره شیر، بتاهیدروکسی بوتیرات، استون شیر و NEFA با بیماری کتوز مثبت و به ترتیب برابر (0.35)،( 0.35)، (0.37) و (0.38) بود. ضرایب رگرسیون لجستیک نشان داد که بیماری ورم پستان با بیومارکرهای درصد چربی و تعداد سلولهای سوماتیک رابطه معنی دار دارد(0001/0&amp;amp;gt;p). نتایج آنالیز لجستیک برای بیماری کتوز با پارامترهای نسبت چربی به پروتئین و بتا هیدورکسی بوتیرات و مقدار شیر رابطه مثبت نشان داد (0.05&amp;amp;gt; p) دارد. نتیجه گیری کلی: یافتن راهکارهای بهتر برای پیشگیری و شناسایی زود هنگام دامهایی که در خطر چالش های سلامتی و تولیدی اند ممکن است از بروز و گسترش بیماری پیشگیری یا به درمان زودهنگام دام کمک چشمگیری کند. برای این منظور، یکی از راهبردهایی که امروزه کم و بیش به عنوان ابزار مدیریتی توصیه شده است رصد ترکیبات شیر به کمک دستگاه هایی هستند که ترکیبات شیر را با هدف پیش گویی نسبی بیماری بررسی می کنند. بنابراین در پیش بینی ورم پستان بالینی گاو و بیماری کتوز بیومارکرهای جدید با حساسیت بالاتر کمک کننده هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر عمل‌آوری باگاس نیشکر با ترکیبات قلیایی در زمان‌های مختلف بر ترکیبات شیمیایی، قابلیت هضم و فراسنجه‌های تخمیر شکمبه در شرایط برون‌تنی</title>
      <link>https://animalscience.tabrizu.ac.ir/article_20262.html</link>
      <description>زمینه مطالعاتی: باگاس نیشکر یکی از محصولات جانبی کارخانجات تولید قند است که حاوی فیبر بالایی می‌باشد و قیمت آن در مقایسه با کاه گندم پایین‌تر است. هدف: بنابراین هدف این آزمایش مطالعه قابلیت هضم ماده خشک و ماده آلی و فراسنجه‌های تخمیر شکمبه‌ای جیره‌های حاوی باگاس نیشکر عمل‌آوری‌شده با ترکیبات قلیایی به روش‌های مختلف در شرایط برون‌تنی بود. روش کار: تیمارهای آزمایش شامل 1- جیره حاوی باگاس عمل‌آوری‌نشده و ذخیره‌شده به مدت 30 روز، 2- جیره حاوی باگاس عمل‌آوری‌شده با محلول اوره 4 درصد و محلول هیدروکسید کلسیم 1 درصد و ذخیره‌شده به مدت 30 روز، 3- جیره حاوی باگاس عمل‌آوری‌شده با محلول اوره 3 درصد و محلول هیدروکسید کلسیم 2 درصد و ذخیره‌شده به مدت 30 روز، 4- جیره حاوی باگاس عمل‌آوری‌نشده و ذخیره‌شده به مدت 45 روز، 5- جیره حاوی باگاس عمل‌آوری‌شده با محلول اوره 4 درصد و محلول هیدروکسید کلسیم 1 درصد و ذخیره‌شده به مدت 45 روز و 6- جیره حاوی باگاس عمل‌آوری‌شده با محلول اوره 3 درصد و محلول هیدروکسید کلسیم 2 درصد و ذخیره‌شده به مدت 45 روز بودند. داده‌های ترکیبات شیمیایی، قابلیت‌هضم ماده خشک و ماده آلی و آزمایش مؤلفه‌های تولید گاز به‌صورت فاکتوریل 3&amp;amp;times;2 در قالب طرح کاملا تصادفی، آنالیز آماری شدند. نتایج: بالاترین درصد ماده خشک در تیمار 4 مشاهده شد (05/0P&amp;amp;lt;). بیشترین و کمترین درصد ماده آلی به ترتیب در تیمار 1و 6 مشاهده شد (05/0P&amp;amp;lt;). تیمار 6 در مقایسه با سایر تیمارها تولید گاز تجمعی 96 ساعت و پتانسیل تولید گاز بیشتری داشت (05/0P&amp;amp;lt;). نتیجه‌گیری نهایی: به طور کلی، عمل‌آوری باگاس با محلول اوره 3 درصد و هیدروکسید کلسیم 2 درصد و ذخیره‌شده به مدت 30 روز (تیمار 3) سبب بهبود قابلیت‌هضم ماده آلی و افزایش تولید گاز شد. بنابراین از این روش می‌توان برای بهبود ارزش غذایی باگاس نیشکر در جیره حیوانات نشخوارکننده استفاده کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی اثرات تغذیه ای آقطی (Sambucus ebulus) بر عملکرد تولیدی، ویژگی‌های لاشه، پارامترهای بیوشیمیایی و وضعیت آنتی‌اکسیدانی خون، سیستم ایمنی، ویژگی‌های حسی و چشایی گوشت و پروفیل اسیدهای چرب آن در جوجه‌های گوشتی</title>
      <link>https://animalscience.tabrizu.ac.ir/article_20376.html</link>
      <description>Introduction: Elderberry (Sambucus ebulus) as a valuable antioxidant, immune stimulant, anti-influenza and antibiotic alternative and a strong antiviral supplement, and in parallel reducing a variety of metabolic and non-metabolic diseases, can have a good prospect in poultry nutrition. It has been proven that Sambucus ebulus fruit extract can increase cytokine production by monocytes, and subsequently the expression of IL-6, IL-8 and TNF is revealed, and the immune system in the host body is modulated and improved. Administration of this extract of this plant through drinking water showed positive and promising results in the improvement and treatment of H9N2 avian influenza. Therefore, the present study was planned to evaluate the dietary effects of elderberry (Sambucus ebulus) on production performance, carcass characteristics, biochemical parameters and blood antioxidant status, immune system, and meat sensory and taste traits, and its fatty acid profile in broiler chickens. Material and method: Biological experiments were conducted in a completely randomized design using elderberry (Sambucus ebulus) fruit powder (SE) consisting of three treatments of 0, 1.5 and 2%, each treatment consisting of 5 replications and 10 birds per replication, and a total of 150 Ross 308 broiler chickens. Assay diets based on corn and soybean meal were formulated during three periods: starter (1-11 d), grower (12-21 d) and finisher (22-42 d). During the three rearing periods of starter, grower, finisher and the entire period, feed intake (FI) and body weight (BW) were measured, respectively, and FCR was also calculated. At the end of the period, after four hours of starvation, two birds with the average weight of their experimental unit from each replicate were randomly selected and slaughtered and, by separating the carcasses, the following were weighed and measured: live weight, defeather body, eviscerated carcass, breast, thigh, gizzard, crop, liver, heart, pancreas, spleen, bursa of Fabricius weight and abdominal fat, respectively, with a scale with an accuracy of 0.001. In addition, at the end of the period, blood samples were taken from the wing vein of three birds from each replicate using sterile 5 cc syringes, and biochemical blood parameters were measured. To evaluate immunological parameters, sheep red blood cells (SRBC) were injected at a 5% dilution into the pectoral muscle area of the birds on days 28 and 36 of rearing in a volume of 0.2 cc. Seven days after SRBC injection (days 35 and 42), samples were taken from the wing vein of the same injected birds with sterile syringes with a volume of 3 cc to evaluate the level of antibodies against SRBC using the hemagglutination method for Newcastle disease (NDV) and influenza (AIV) titers. In order to evaluate the fatty acid profile of meat, sampling was performed from the whole breast of the bird and meat health indices including omega 6 to omega 3 ratio, atherogenic index (AI), thrombogenic index (TI), hypocholesterolemic index (HI), and hypocholesterolemic to hypercholesterolemic ratio were calculated. For the sensory and taste attributes item including the evaluation of aroma, flavor, odor, tenderness, color and overall desirability of breast meat, one sample was taken from each replicate and the samples were cooked without spices. Then, it was evaluated by six panels (food testers) (by scoring from 1 to 10). All data obtained were collected in Excel software and the results were analyzed with statistical software (SAS 9.3). Comparisons of treatment means were reported with Duncan's multiple range test. Quadratic, linear, nonlinear and orthogonal equations were reported and finding the turning point of quadratic equations was achieved with the "Solver" extension of Excel software. For traits related to breast fatty acids, statistical analysis was not performed and only the raw laboratory data report was published and the calculation of indices was presented.Results and discussion: The performance results showed that only in the finisher period (22-42 d), the feed conversion ratio (FCR) increased at the level of 2% (P&amp;amp;lt;0.05) and for other periods and even the entire period, there was no negative effect on performance after SE feeding (P&amp;amp;lt;0.05). Carcass traits for live body weight and defeather body weight in the control treatment were significantly higher in the SE-fed groups (P&amp;amp;lt;0.05). Also, for these two mentioned traits, the contrast effects of the control group compared with the combined effect of the SE-fed groups were significantly different (P&amp;amp;lt;0.05). Eviscerated carcass, heart and pancreas weights in the control treatment were significant compared with the combined effect of the SE-fed groups (P&amp;amp;lt;0.05). However, no significant difference was observed in carcass relative weight between the experimental treatments (P&amp;amp;lt;0.05). Results of blood parameters for glucose, cholesterol, atherogenic index, triglyceride, phosphorus, Fe, calcium, liver enzymes and total antioxidant capacity were significantly different in line with the improvement of chicken health after SE feeding (P&amp;amp;lt;0.01). For immunological traits Antibody Titr (35day-SRBC test), the treatment containing 1.5% SE and the control treatment had significantly higher values than the 2% SE treatment (P&amp;amp;lt;0.05). Meat color was observed to increase in the treatments fed with SE compared with the control treatment (P&amp;amp;lt;0.05). Overall, the results indicated that SE feeding in broiler chickens with the least negative effect on performance has a positive role on the biochemical health parameters of blood and immunity of broilers and in parallel affected meat color and the potential of supplementing this antioxidant source in nutrition has a promising perspective for health.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرات تغذیه آغوز با روش‌های مختلف نگهداری بر عملکرد، ایمنوگلوبولین سرم، هماتولوژی، وضعیت اسهال و جمعیت میکروبی آغوز در گوساله های سیمنتال</title>
      <link>https://animalscience.tabrizu.ac.ir/article_20390.html</link>
      <description>یکی از مسائل و مشکلاتی که اغلب دامداران با آن مواجه هستند عدم دریافت کافی آغوز با کیفیت مناسب توسط گوساله‌های تازه متولد شده می‌باشد. ذخیره‌سازی مقادیر کافی از آغوز در دامداری به‌منظور مصرف آن در مواقعی که گوساله تازه متولد شده دسترسی به آغوز با کیفیت ندارد برای بقاء آن بسیار ضروری است. هدف: این پژوهش به‌منظور بررسی تأثیر استفاده از آغوز با روش‌های مختلف نگهداری بر عملکرد، ایمونوگلوبین سرم، هماتولوژی، وضعیت اسهال و جمعیت میکروبی آغوز در گوساله های سیمنتال صورت گرفت. روش کار: جهت اجرای این آزمایش از عداد 32 راس گوساله نر نژاد سمینتال با میانگین وزن 2/3 &amp;amp;plusmn; 5/39 در قالب طرح کاملا تصادفی برای مدت 60 روز و در 4 گروه تقسیم شدند: 1- دریافت آغوز تازه از مادر 2- دریافت آغوز تخمیر شده بدون هیچ‌گونه افزودنی 3- دریافت آغوز تخمیر شده با افزودن ماست کم چرب و 4- دریافت آغوزی که به روش منجمد در فریزر نگهداری شده و قبل از مصرف تا دمای 37 درجه گرم شد. نتایج: نتایج نشان داد که مصرف آغوز با روش‌های مختلف نگهداری اثر معنی‌داری بر افزایش وزن گوساله‌ها نداشت. همچنین در بین گروه‌ها آزمایشی هیچ تفاوت معنی-داری در مصرف خوراک و قابلیت هضم مشاهده نگردید. ایمنوگلوبولین خون در تمامی تیمارها با گروه شاهد تفاوت معنی‌داری نداشت. در مقایسه میزان شاخص‌های هماتولوژی شامل تعداد گلبول‌های قرمز، درصد هماتوکریت و میزان هموگلوبین خون در بین گروه‌ها تغییر معنی‌داری مشاهده نگردید. میانگین اسکور مدفوع، تعداد دام و روزهای ابتلا به اسهال در بین تیمارها تفاوت معنی‌داری نشان نداد. بررسی شاخص‌های کیفیتی آغوزها نشان داد که میزان شمارش کلی باکتری در گروه آغوز منجمد بیشتر از سایر گروه‌ها بود (05/0P˂). نتیجه‌گیری نهایی: نتایج این پژوهش نشان داد در صورت عدم دسترسی به آغوز تازه می‌توان از آغوز منجمد و یا تخمیر شده برای گوساله تازه-متولد شده استفاده نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نانوامولسیون عصاره گیاهی رازیانه روی صفات اسپرم قوچ در نگهداری درشرایط سرد</title>
      <link>https://animalscience.tabrizu.ac.ir/article_20391.html</link>
      <description>ذخیره‌سازی اسپرم برای استفاده از نرهای با ژنتیک برتر اهمیت دارد و این فرآیند از طریق کاهش یا متوقف کردن فعالیت‌های متابولیکی انجام می‌شود. به دلیل وجود اسیدهای چرب غیر اشباع، اسپرم قوچ به شدت در برابر تنش‌ها آسیب‌پذیر است. نگهداری اسپرم برای دوره‌های کوتاه می‌تواند به طور مؤثری به افزایش موفقیت تلقیح مصنوعی کمک کند، که مزایای زیادی نسبت به جفت‌گیری طبیعی دارد. در این پژوهش، هدف کاهش آسیب‌های وارده به اسپرم و افزایش طول عمر آن از طریق سردسازی بود. بدین منظور، از رقیق‌کننده‌ای بر پایه تریس و نانوامولسیون عصاره رازیانهاستفاده شد و تأثیر آن بر ویژگی‌های کیفی اسپرم قوچ در فصل تولیدمثل بررسی گردید. در مجموع 20 نمونه انزال از چهار قوچ، دوبار در هفته جمع‌آوری شد. سپس نمونه‌ها از نظر حجم، حرکت موجی، تحرک کلی، تحرک پیش‌رونده، درصد اسپرم‌های زنده و غلظت مورد ارزیابی قرار گرفتند. نمونه‌ها به چهار گروه تقسیم شدند: گروه شاهد بدون افزودنی، و گروه‌های دیگر که به ترتیب دوزهای 10، 20 و 30 میکرولیتر نانوامولسیون رازیانه به یک میلی‌لیتر رقیق‌کننده بر پایه تریس اضافه شد. تمامی نمونه‌ها در دمای 4 درجه سانتی‌گراد به مدت پانزده روز نگهداری شدند. در روزهای 1، 5، 10 و 15 نگهداری در یخچال، صفات زنده‌مانی و ویژگی‌های کینتیک اسپرم‌ها مورد ارزیابی قرار گرفت.افزودن نانوامولسیون عصاره رازیانه به رقیق‌کننده بر پایه تریس موجب بهبود و افزایش صفات کیفی اسپرم قوچ، از جمله تحرک پیش‌رونده، تحرک درجا، تحرک کل، زنده‌مانی و HOST گردید. همچنین، این افزودنی به کاهش ناهنجاری‌ها، آسیب غشای آکروزوم و مقدار MDA کمک کرد و مدت زمان ماندگاری اسپرم را نسبت به گروه شاهد افزایش داد. تیمار سبب افزایش درصد زنده مانی،حرکت پیش رونده و HOST (P&amp;amp;lt;0.001) وکاهش مقدار MDA (P&amp;amp;lt;0.001) گردید. درصد حرکت پیشرونده در تیمار 20و 30 بیشتر از سایر گروه ها بود.درصد زنده مانید و HOST در تیمار 20 بیشتر از سایر گروه ها بود. درصد ناهنجاری در تیمار شاهد بیشتر از سایر گروه ها بود. مقدار MDA در تیمار 30 کمتر از 20 و انهم کمتر از تیمارهای 10 و شاهد بود. همچنین، همبستگی مثبت و معناداری با میزان ناهنجاری آکروزوم و ناهنجاری‌های ساختاری اسپرم وجود دارد (P&amp;amp;lt;0.05) . نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهند که استفاده از نانوامولسیون عصاره رازیانه در رقیق‌کننده حاوی تریس و زرده تخم‌مرغ به حفظ صفات کیفی اسپرم قوچ کمک کرده و مدت زمان ماندگاری آن را درنگهداری به صورت مایع در شرایط سرد افزایش می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر استفاده از ارقام مختلف کاه گندم بر قابلیت هضم، تولید گاز و فراسنجه‌های تخمیری و خونی گوسفندان لری در شرایط برون تنی و درون تنی</title>
      <link>https://animalscience.tabrizu.ac.ir/article_20553.html</link>
      <description>زمینه مطالعاتی: پس مانده های کشاورزی شامل موادی هستند که پس از برداشت و استحصال محصولات اصلی حاصل از زراعت از آن بر جای می‌ماند، این پس مانده‌ها از مواد خشبی تشکیل شده‌اند و مقدار قابل توجهی از منابع خوراک دام را به خود اختصاص داده‌اند. کاه یکی از مهمترین منابع ماده آلی تولیدی در جهان محسوب می‌شود که به عنوان اصلی‌ترین منبع خوراک دام در بسیاری از کشورهای جهان، به ویژه در مناطق خشک مورد استفاده قرار می-گیرد، چرا که در چنین مناطقی مشکل کمبود علوفه به‌عنوان مهم ترین عامل بازدارنده در دامپروری محسوب می‌شود. پژوهش‌های انجام شده حاکی از آن است که ارزش غذایی کاه غلات می‌تواند تحت تاثیر عوامل مختلفی از جمله تفاوت در ارقام زراعی قرار گیرد. اختلاف در ارزش غذایی کاه‌ها، عمدتا یا به دلیل تفاوت در نسبت ساقه به برگ و یا اختلاف در کیفیت و ارزش غذایی بخش‌های مختلف کاه به خصوص ساقه و برگ ایجاد می‌شود. هدف: بنابراین هدف از این آزمایش، بررسی و مقایسه ترکیب‌های شیمیایی و ارزش تغذیه‌ای چند رقم کاه گندم از لاین امیدبخش است. در ادامه، ارقامی که از نظر ارزش غذایی برتر تشخیص داده شدند، با رقم چمران (به‌عنوان رقم شاهد) در تغذیه گوسفندان نژاد لری مقایسه شدند. روش کار: در این آزمایش، نمونه‌های کاه ارقام مختلف گندم از لاین امید‌بخش تهیه شده و در مجاورت هوا خشک شد سپس به ابعاد 2-3 سانتی متر خرد شد و در ادامه در کیسه‌هایی برای استفاده در تیمار‌های مختلف نگهداری شد. سپس ترکیبات شیمیایی و فراسنجه&amp;amp;lrm;های گاز تولیدی 17 رقم از لاین&amp;amp;lrm; امید‌بخش کاه گندم اندازه&amp;amp;lrm;گیری شد. سپس تعداد 3 رقم کاه گندم که بهترین نتایج را نشان دادند، انتخاب و به همراه رقم چمران در قالب یک طرح کاملاً تصادفی با استفاده از تعداد 16 رأس گوسفند نر لری (2&amp;amp;plusmn;23 کیلوگرم) مورد بررسی قرار گرفت. قابلیت هضم مواد مغذی و فراسنجه&amp;amp;lrm;های شکمبه‌‌ای و خونی نیز اندازه&amp;amp;lrm;گیری شدند. نتایج: نتایج نشان داد بیشترین میزان پروتئین خام و پتانسیل تولید گاز مربوط به رقم&amp;amp;lrm;هایS-91-11 وS-91-14 وS-91-6 بود (P &amp;amp;lt; 0.05)، اما در مقایسه با رقم چمران تفاوت معنی‌داری نشان ندادند. ارقام کاه S-91-11و S-91-14وS-91-6 در مقایسه با سایر ارقام کاه دارای بیشترین میزان پروتئین خام و کمترین مقدار دیواره سلولی بودند. قابلیت هضم&amp;amp;lrm; ماده خشک، ماده آلی، پروتئین خام، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی و خنثی، نیتروژن آمونیاکی، pH مایع شکمبه و فراسنجه&amp;amp;lrm;های خونی تحت تأثیر ارقام انتخاب‌ شده کاه گندم در جیره&amp;amp;lrm;های آزمایشی قرار نگرفت. نتیجه گیری نهایی: به‌طورکلی با توجه به نتایج فراسنجه&amp;amp;lrm;های آزمایش تولید گاز و اندازه&amp;amp;lrm;گیری ترکیبات شیمیایی، کاه گندم ارقام S-91-11، S-91-6 وS-91-14، نسبت به کاه گندم سایر ارقام نتایج بهتری نشان دادند و قابل توصیه می باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Effects of ozone exposure time on aflatoxin concentration, diet composition, growth, carcass traits, and intestinal morphology in broilers fed contaminated diet</title>
      <link>https://animalscience.tabrizu.ac.ir/article_20652.html</link>
      <description>زمینه مطالعاتی: هدف از این مطالعه بررسی اثر تیمار ازن بر خوراک آلوده به آفلاتوکسین بر غلظت باقیمانده آفلاتوکسین و ترکیب شیمیایی خوراک بود. همچنین تأثیر فرآوری با ازن بر عملکرد رشد، ویژگی‌های لاشه و مورفولوژی روده باریک در جوجه‌های گوشتی تغذیه‌شده با جیره آلوده به آفلاتوکسین نیز مورد بررسی قرار گرفت. روش کار: روش‌ها: در آزمایش اول، اثر مدت زمان استفاده از گاز ازن (۰، ۳۰، ۶۰ و ۹۰ دقیقه) با غلظت ۱۰ میلی‌گرم در لیتر بر سطوح باقی‌مانده مجموع آفلاتوکسین، آفلاتوکسین ب1 و ترکیب شیمیایی خوراک آغازین جوجه‌ها در یک طرح کاملاً تصادفی با ۴ تیمار و ۶ تکرار بررسی شد. در آزمایش دوم، ۱۸۰ جوجه نر یک‌روزه به سه تیمار و شش تکرار تقسیم شدند: جیره کنترل، جیره آلوده به 1/0 میلی‌گرم آفلاتوکسین بر کیلوگرم، و جیره آلوده فرآوری‌شده با ازن (۱۰ میلی‌گرم در لیتر به مدت ۶۰ دقیقه). نتایج: مقادیر باقی‌مانده مجموع آفلاتوکسین و آفلاتوکسین ب1 با افزایش مدت زمان استفاده از ازن به‌طور خطی (01/0˂P) کاهش یافت. با این حال، درصد ماده خشک، پروتئین خام و انرژی خام نیز با افزایش زمان استفاده از ازن کاهش خطی (01/0˂P) داشتند. تغذیه با جیره آلوده، با و با بدون فرآوری با ازن، موجب کاهش افزایش وزن، کاهش شاخص کارایی تولید اروپایی و افزایش ضریب تبدیل شد (01/0˂P). وزن لاشه و بورس در گروه کنترل بالاتر بود (05/0˂P) ، اما در گروه تیمار شده با ازن مشابه کنترل بود. نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت روده در گروه کنترل و تیمار شده با ازن به طور معنی‌داری بهتر از گروه آلوده بدون فرآوری بود (01/0˂P). نتیجه‌گیری نهایی: تیمار با ازن به‌طور مؤثری آفلاتوکسین را تجزیه و اثرات نامطلوب آن بر لاشه و مورفولوژی روده را کاهش داد. با این حال، عدم بهبود کامل عملکرد نشان‌دهنده باقی‌ماندن اثرات توکسین یا تغییرات شیمیایی ناشی از ازن در ترکیب خوراک است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>استفاده از سطوح مختلف پساب تقطیری حاصل ازکارخانه الکل سازی با بسترملاس(ویناس) مخلوط با کاه بر عملکرد پرواری، صفات لاشه و ترکیب شیمیایی گوشت بره های نژاد لری</title>
      <link>https://animalscience.tabrizu.ac.ir/article_20720.html</link>
      <description>زمینه مطالعاتی: پساب تقطیری حاصل ازکارخانه الکل سازی با بسترملاس (ویناس) ازجمله فرآورده‌های جانبی کارخانه‌های صنایع تبدیلی است که می‌تواند در تغذیه دام مورداستفاده قرار گیرد. هدف: هدف از مطالعه حاضر، بررسی اثرات استفاده از پساب الکل سازی (ویناس) مخلوط با کاه بر عملکرد پرواری، صفات لاشه و ترکیب شیمایی گوشت بره های نژاد لری بود. روش کار: برای انجام آزمایش، تعداد 72 رأس بره پرواری با میانگین وزنی 52/0&amp;amp;plusmn;30 کیلوگرم و سن سه ماهگی در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار و سه تکرار با شش رأس در هر تکرار بود. وزن شروع پروار به‌عنوان عامل کوواریت در نظر گرفته شد به همین دلیل از روش تجزیه کوواریانس استفاده شد. گروه‌های آزمایشی شامل الف- تیمار شاهد ب- تیمار کاه مخلوط شده با 5 درصد پساب الکل ج- تیمار کاه مخلوط شده با10 درصد پساب الکل د- تیمار کاه مخلوط شده با 15 درصد پساب الکل بود. نتایج: نتایج نشان داد میزان خوراک مصرفی، اضافه‌وزن روزانه و ضریب تبدیل خوراک تحت تأثیر سطوح مختلف ویناس درکل دوره پرورش بود و تیمار 15 درصد پساب عملکرد پرواری بالاتری داشت. اثر سطوح مختلف پساب الکل سازی روی وزن لاشه گرم و سرد، گوشت لخم، درصد‌ چربی لاشه و عضله راسته معنی‌دار بود و تیمار 15 درصد پساب نسبت به سایر تیمارها برتر بود(05/0P&amp;amp;lt;). سطوح مختلف ویناس تأثیر معنی‌داری بر میزان ماده خشک، پروتئین، عصاره اتری و خاکستر گوشت داشت و تیمار برتر 15 درصد پساب بود (05/0P&amp;amp;lt;). همچنین میانگین وزن لاشه تیمار 15درصد نسبت به سایر تیمارها بیشتر بوده، علاوه بر این موجب کاهش درصد‌ چربی لاشه، افزایش راندمان لاشه و درصد گوشت لخم و درنهایت افزایش کیفیت و ترکیب لاشه شد. نتیجه‌گیری نهایی: نتیجه کلی نشان داد که استفاده از 15 درصد پساب الکل مخلوط با کاه تأثیر مثبتی بر عملکرد بره‌های پرواری داشته و موجب درصد چربی لاشه کمتر، گوشت لخم بیشتر و درنهایت هزینه‌های تولید لاشه و گوشت لخم پائین تری نسبت به سایر تیمارها شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ارتباط بین گوارش‌پذیری منابع نشاسته‌ای با شاخص‌های تولید و سلامت در گاوداری‌های شیری استان آذربایجان غربی</title>
      <link>https://animalscience.tabrizu.ac.ir/article_20791.html</link>
      <description>چکیدهزمینه مطالعاتی: نشاسته به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین منابع انرژی در جیره گاوهای شیری، نقش حیاتی در تأمین نیازهای متابولیکی، افزایش تولید شیر و حفظ سلامت دام ایفا می‌کند. منابع نشاسته‌ای رایج مانند سیلوی ذرت، دانه ذرت، جو و گندم به‌دلیل تفاوت در ترکیب شیمیایی، سرعت تجزیه در شکمبه و قابلیت هضم، اثرات متفاوتی بر عملکرد تولیدی و سلامت گله دارند. هدف: این مطالعه با هدف بررسی ترکیب شیمیایی و قابلیت گوارش منابع نشاسته‌ای رایج در جیره‌ی گاوهای شیری (شامل سیلوی ذرت، دانه ذرت، جو و گندم) و ارزیابی ارتباط آن‌ها با شاخص‌های تولید و سلامت دام در برخی گاوداری‌های صنعتی استان آذربایجان غربی انجام شد.روش کار: بدین منظور، گاوداری‌های مورد بررسی براساس ظرفیت به سه گروه 30-15 راس (گروه اول)، 60-31 راس (گروه دوم) و 150-61 راس (گروه سوم) تقسیم شدند: برای گردآوری داده‌ها، از پرسشنامه‌ای ساختارمند استفاده شد و نمونه‌برداری از خوراک و شیر در سه بازه زمانی (خرداد، تیر و مرداد) انجام گرفت. نتایج: استفاده از کنسانتره آماده در گاوداری‌های کوچک‌تر رایج‌تر بود (۷۵٪ در گروه اول، ۵۰٪ در گروه دوم و ۳۳/۳٪ در گروه سوم). با افزایش ظرفیت دامداری، مصرف جو و دانه ذرت بیشتر شد، در حالی‌که مصرف گندم روندی کاهشی داشت. ترکیب شیمیایی منابع نشاسته‌ای تفاوت معنی‌داری نشان نداد (P&amp;amp;gt;0.05)، اما ماده خشک سیلوی ذرت بین گروه‌ها اختلاف داشت و بیشترین مقدار در گروه دوم مشاهده شد. تولید شیر در واحدهای بزرگ‌تر بیشتر بود، اما درصد چربی و پروتئین شیر تفاوت معنی‌داری بین گروه‌ها و در ماه‌های مختلف نداشت. در مردادماه، میزان لاکتوز شیر در گاوداری‌های کوچک‌تر به‌طور معنی‌داری بیشتر بود (P&amp;amp;lt;0.05). شاخص‌های تولیدمثلی نشان دادند که میانگین اولین فحلی پس از زایش ۶۸/۹۵ روز و میانگین سرویس به ازای آبستنی ۱/۶۵ بود. سخت‌زایی در گاوداری‌های کوچک‌تر بیشتر دیده شد، در حالی که اسیدوز، کتوز، لنگش و ورم پستان در واحدهای بزرگ‌تر شیوع بیشتری داشتند. همچنین قابلیت هضم ماده خشک، ماده آلی، پروتئین خام و دیواره سلولی در گاوداری‌های بزرگ‌تر به‌طور معنی‌داری بالاتر بود (P&amp;amp;lt;0.05).نتیجه‌گیری نهایی: به طور خلاصه، یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که سطح مدیریت، به‌ویژه در حیطه تغذیه، عامل تعیین‌کننده اصلی در عملکرد، سلامت و بازده اقتصادی گاوداری‌های شیری در استان آذربایجان غربی است. تمرکز بر آموزش دامداران، استفاده از آنالیز خوراک برای تنظیم جیره‌های دقیق، مدیریت استرس گرمایی و پیشگیری از بیماری‌های متابولیک از طریق کنترل علمی جیره، راهکارهای اساسی برای کاهش شکاف بهره‌وری بین واحدهای مختلف و دستیابی به تولید پایدار و اقتصادی شیر هستند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
